الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
214
الغدير ( فارسي )
مرگ از زندگى اندك و بخشيدن از بخشش ناپاك بهتر است پس به بىنيازى يا تهيدستى زندگى كن ورنه آنچه ميخواهى از خدا بخواه و شكيبا باش . و نيز از اوست . به جان خودم سوگند ، اگر اميّه ظلم و ستم نمود ، آنكه اساس گمراهى نهاد ستمگرتر بود . اين عبدى در كنار نهر ابى فطرس به انشاد اشعار زير براى « عبد اللَّه ( 1 ) بن على بن عباس » پرداخته است : خاندان هاشم دعوت كنندگان به بهشت و دودمان اموى فرا خوانندگان به دوزخاند اى اميّه تو كه قرار ندارى ، به جنيّان در سرزمين و بار بپيوند ( 2 ) اگر به روى به خوارى رفته اى و اگر بمانى به پستى و فرومايگى مانده اى . داستانى هم دارد كه اين داستان و شعر خوانى عبدى براى « عبد اللَّه عباسى » را « ابن قتيبه » در ص 207 جلد 1 « عيون الاخبار » و « يعقوبى » در ص 91 ج 3 تاريخش و ابن رشيق در ص 48 ج 1 « العمده » ياد كردهاند و مىپندارم كسانى كه بر اين كتب تعليقاتى نوشتهاند ، از زندگى شاعر آگاهى نداشته و به شرح حالش نپرداخته و از تعريف او خاموش ماندهاند . ابن قتيبه گفته است : چون منصور شام را گرفت و مروان را كشت . به « ابى عون » و همراهان خراسانيش گفت : من دربارهء بازماندگان خاندان مروان
--> ( 1 ) - وى يكى از اعمام « ابى عباس سفاح » است كه در دور انديشى و هوشيارى و دليرى از مردان روزگار بوده است و در سال 147 آنگاه كه منصور وى را به پنهانى در حبس انداخته بود سقف زندان بر سرش فرو ريخت و مرد و گفتهاند : منصور در نهان او را كشت و زندان را به عمد بر سرش ويران كرد « وطواط » گفته است : وى روز جمعه اى در جامع دمشق جلوس كرد و 500 هزار نفر از امويان را كشتند ( مؤلف ) ( 2 ) - ارض و بار به قولى سرزمين قوم عاد است كه پس از نابودى آنان جنيان در آن جا گرفتند . ( تاج العروس ) ( مترجم )